دین یا مذهب یا مسلک یا ... [عمومی , ]
هر کس بوی عشق بیو له یانه ش گیانه م و فدای خشت کاشانه ش این را نوشتم تا دوستانی که از نوشته های بنده انتقاد میکنند بدانند که چون ندایشان ناشی از عشق به حق است و هدفشان اصلاح نوشته های بنده . بدانند که نقدهایشان و ایرادهایشان بر بنده را بر دیده نهاده و جانم را فدای خشت کاشانه ی عاشقان حق از هر دین و مسلکی که باشند خواهم کرد . در نوشته هایم از ابتدای شروع به نوشتن از واژه مسلک اهل حق بجای دین یا مذهب یا مسلک یا ... استفاده کردم . و هرگز دین یا مذهب را بکار نبردم و همانطوری که انتظار داشتم تعدادی از دوستان یاری نوشتند که اهل حق مسلک نیست بلکه دین است یا ... .اما چون تعدادی دیگر از دوستان نیز با شدت بر اصلاح این کلمه تاکید داشتند بایدگفت : در صورتی که از هر کدام از واژهای دین مذهب یا هر عنوان دیگری استفاده میکردم انتقادات بسیار شدیدتر را باید می پذیرفتم که شاید بسیاری از نوشته های مرا تحت تاثیر قرار داده و برای متقاعد کردن بعضیها حالا حالا ها باید می نوشتم و باعث نوشتن بسیاری مطالب که نباید نوشت میشد اما کلمه مسلک به معنی راه و روش و عقیده می باشد که می توان برای تمام ادیان و مذاهب بکار برد و بنظر بنده کمترین یک واژه عام است . در مورد دلیل ذیل نیز خود دوستان یاری تامل نمایند تا به نظر دوستانی که مایل به آشکار نشدن حقایق یارستان نیستند نیز عمل کرد .(این دلیل ربطی به دلیلفوق ندارد ) راگه حقیقت نین و میراث حق و کسی ون ارکانی بو راس
نوشته شده توسط ساقی در چهارشنبه 7 فروردین 1387 و ساعت 05:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[عمومی , ]
یاری قاتلا چون ژار فرنگ كسی منوشو نگیلو نه رنگ
نوشته شده توسط ساقی در سه شنبه 4 اردیبهشت 1386 و ساعت 06:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[عمومی , ]
فرا رسیدن عید خاوندکار بر یارستان گرامی باد
نوشته شده توسط ساقی در پنجشنبه 11 آبان 1385 و ساعت 06:11 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 11 آبان 1385 و ساعت 06:11 ق.ظ
()
نظر
[عمومی , ]
چون آنچه را که باید بنویسم نمی توانم بنویسم احتمالا بزودی این وبلاگ را حذف خواهم کرد . هر کس بوی عشق بیو له یانه ش ------------ گیانم و فدای خشت کاشانش
نوشته شده توسط ساقی در سه شنبه 6 تیر 1385 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
قبله [عمومی , ]
یکی از دوستان پرسیده که قبله مردم اهل حق کجاست ؟ قبله به معنای جائیست که نمازگزاران و ساجدین در گاه حق رو به آن می ایستند و در آن حالت خود را رو به حق می بینند و احساسی چون هم صحبتی با خداوند به شخص دست داده و پشت کردن به قبله در هنگام مناجات حالتی چون روی برگرداندن از خداوند در آدمی پدید می آورد .مصداق قبله در اسلام کعبه است که در شهر مکه در عربستان قرار گرفته . و اما قبله یارستان ! ممکن است برخی از دوستان قبله مردم اهل حق را پردیور را به دلیل وجود آرامگاه سلطان حقیقت قبله بنامند .اما! اگر دفاتر مقدس یارستان راآنچنان که شایسته است مطالعه کرده باشید حتما آگاهید که سلطان حقیقت تولدی نداشته تا مرگی در پی آن باشد و آرامگاهی داشته باشد و آرامگاهی که به زیارتگاه سلطان معروف است در واقع متعلق به ایوت حشار می باشد . دو یانش هنن جه تای تحت الارض ------------------- پی گروه دو رنگ هردو كردن فرض پس قبله اهل حق کجاست , اگر به مراسم اهل حق توجه کنید خواهید دید که همگی چه آنان که در جم حضور دارند و چه آنان که در خارج از آن هستند به یکسو روی کرده و به درگاه حق نیایش می کنند و آن سو جم است . بله قبله یارستان جم است . شیخ امیر می فرماید : کعبه من خاصن نه سنگ نه بردن ------------ شفا خائیش سّردرمان دردن پی چیشن کعبه نه سنگ خار بو ------------ آمان و لوان خاطر آزار بو کعبه من خاصن نزدیک و نزان ------------ نه روژ تنگ دا و جوزی رضان و باز می فرماید : تو کعبه معراج من حجاج نه حج ----------- کی نه راه کعبه حجم کردن کج پی چیشن کعبه نه گل سنگ بو ---------- هرده شو تیا خاطرم تنگ بو پی چیشن کعبه نه گل بر بو ----------- هرده شب آخم نه تیدا سرد بو کعبه من خاصن بی جور جزان ----------- نپای میزان دا و جوزی رضان ---------------------------------------------------------
نوشته شده توسط ساقی در جمعه 26 خرداد 1385 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 9 تیر 1385 و ساعت 05:06 ق.ظ
()
نظر
هر که با دُرد کشان در اُفتاد وَر اُفتاد [عمومی , ]
اگر دوستان به قسمت نظرات مطلب قبلی نگاهی بیاندازند نظرات نویسنده وبلاگ yarstan121.blogfa را خواهند دید . سواد و منطق و تربیت , مسلک این نویسنده دقیقاً همین است که می بینید .و همانطوری که گفتم او تمام مطالب وبلاگش را کپی کرده و هیچ درکی از آنها ندارد , حقیقتاً حق با اوست که مرا بی شعور خوانده , که اگر چنین نبودم وقت خود را با او تلف نمی کردم , البته قصدم این بود که شما هم او را بشناسید .(از کوزه همان برون تراود که در اوست )
او بر این تصور بوده که با توهین به عقایدم می تواند مرا وادار به عمل مشابه کند , اما او به هیچ چیز معتقد نیست که جوابش را مانند خودش بدهم . البته من نیز هیچ گاه این کار را نخواهم کرد که در این صورت من نیز به بقدر او پست خواهم شد . و چون آب دریا با دهن سگ کثیف نخواهد شد هیچ غمی به خود راه نخواهیم داد و او کمتر از آن است که بتواند خدشه ای وارد کند .
خلاصه این نویسنده همین است وبس .
به هیچ وجه تمایل ندارم این وبلاگ محلی برای جدال با اینگونه افراد شود .
امیدوارم مجبور نشوم خیلی مطالب در مورد او را افشا کنم .
خطرناکترین افراد کسانی هستند که به هیچ اصلی پایبند نیستند و از هیچ خدائی نمی ترسند.
نوشته شده توسط ساقی در دوشنبه 22 خرداد 1385 و ساعت 05:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
در پاسخ به این نظرات [عمومی , ]
نویسنده :مفتی | سلام. قول شما صحیح.اما یه جاهای نتیجه گیری تون اشتباهه.خود شما فكر می كنید جزو اون 313 نفر هستید؟ اگر بله با چه جرئتی می گید بله و اگر هم نه كه با چه جراتی به بقیه می توپید كه چرا شما ها جزو اون تعداد نیستید.تمامی این انتقادات به خودم شما هم هست.همین طور كه به من.همین طور كه به همه. به هر حال جالب بود. | نویسنده :مسعود | مطالب زیبایی نوشته بودی در پاسخ به نظر مفتی چه داری كه ارایه كنی دوست دارم توانایی ات را نشان دهی حدیثی كه راجع به 313 تن از یاران امام زمان نوشته بودی آیا از ماخذ درستی می باشد در هرصورت قابل تامل است باز به شما بزرگوار سر میزنم از طریق وبلاگ ادریس با شما آشنا شدم در پناه شاه دالاهو باشید |
با عرض ارادت نسبت به این دو دوست گرامی : ابتدا باید خدمت جناب آقا مسعود عرض کنم که بنده یکی از کمترین پیروان اهل حق هستم و گفته هایم آنچنان نشان از توانائی من در برابر علمای این مسلک چون قطره ای در دریاست .اگر واقعا این نوشته ها کسی از شما را به تامل واداشته بدانید که اگر علمای اهل حق گوشه های از آنچه را که می دانید آشکار کنند چون منصور حلاج , مردم نادان خاکسترشان خواهند کرد . بنده هم قصد شاخ وشانه کشیدن برای کسی را ندارم و دوست دارم در مقابلی مسائلی که بیان میکنم که شاید سوال خیلی از دوستان دیگر هم باشد جوابهایی دریافت کنم که کمی بر علم ناچیزم اضافه شود.. در مورد صحت این حدیث هم باید عرض کنم بله کاملا موثق می باشد و بعضی از موارد آن عبارت است از: امام صادق: ((هرگاه 313 نفر به تعداد اصحاب بدر گرد امام جمع شوند بر او قیام واجب خواهد بود.)) امام علی :)(امت معدوده، اصحاب 313 نفره قائم (عج) هستند.)) امام باقر: ((یاران صاحب الزمان(عج) 313 نفرند، به خدا قسم آنان امت معدوده هستند.)) امام باقر :« قائم علیه السلام در دره ذی طوی با 313 نفر یارانش - به تعداد اهل بدر - منتظر است تا به حجر الاسود تکیه دهد و پرچم پیروزیبخش را به اهتزاز در آورد.» و اما جناب آقای مفتی این دوست عزیز , همچنان که ازنوشته هایشان پیداست نسبت به عقاید پیروان اهل حق آگاهی چندانی ندارند و چون جواب ایشان کاملا مشخص بود قصد جواب نداشتم اما با توجه به نوشته های آقا مسعود که ایشان هم اصرار بر جواب دارند باید عرض کنم اگر بنابر گفته جناب مفتی یک جای نتیجه گیری من اشکال دارد(که نفهمیدم کدام قسمت است) تمام سوال ایشان اشکال دارد .اما چرا؟ همانطور که سایر دوستان اطلاع دارند اعتقاد اهل حق بر ظهور منجی دیگریست و ما چون دیگر ادیان و مذاهب به منجی خاص خود عقیده داریم و خوشبختانه در میان پیروان اهل حق ریاکاری با خداوند و رسولانش وجود ندارد که منجیمان در جواب گریه و زاریها مجبور شود بگوید در میان شما 313 یار وفادار نیست و همگی دروغ می گوئید . منجی شما وقتی ظهور کند اولین هدفش و شاید سخت ترینش مبارزه با ریاکاران و دروغگویان و منافقین مذهب خود اوست . منجی ما موقع ظهور چنین مشکلی با پیروانش نخواهد داشت خوشبختانه فعلا در میان پیروان اهل حق چنین وضعیت اسفناکی که در میان شماست حاکم نیست .و پیروانش همانی هستند که نشان می دهند و دوست و دشمن پیداست . و منجیمان هدفش نجاتمان از شر نادانان خودی نیست که هدفش نجات پیروانش از شر ظلمای نادان سایر فرقه هاست . راگه حقیقت کج بازی نین حق و کج بازی هیچ راضی نین
نوشته شده توسط ساقی در دوشنبه 15 خرداد 1385 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در جمعه 9 تیر 1385 و ساعت 05:06 ق.ظ
()
نظر
الوعده وفا [عمومی , ]
قبل از اینکه به وعده خود عمل کرده و به سوالات وبلاگ yarestan121.blogfa پاسخ دهم خدمت دوستان گرامی بویژه آقا مسعود و یوحنا (لطفا وجه تسمیه این نام را در صورت امکان برایم بنویسید ) عرض کنم که اگر به وبلاگهایی که با هدف تخریب اهل حق نوشته می شوند نگاهی بیاندازید مشاهده خواهید کرد که بنده تا به چه حد صبور و شکیبا هستم . همانطوری که قبلا هم عنوان کردم چون نمی توان نادانی گروهی چند را به همه تعمیم داد در نوشته هایم نتوانسته ام آنچنان که شایسته است و انچه را که می توانستم بگویم بنویسم .و شکیبائی بسیارزیاد به خرج داده ام . اما در کل این چند نوشته برای ممانعت از سنگ اندازی بعضیها بسیار موثر بوده . چون انان می دبینند که در کار خود مانده اند پس چگونه می توانند به دیگران ایراد بگیرند . اما با این وجود با کمال ارادت نسبت به شما و سایر دوستان از این پس فقط به مطالبی که دوستان تمایل دارند در مورد آن نوشته شود خواهم پرداخت ( مگر اینکه بعضیها چوب در لانه زنبور کنند ) و در این مطالب به نکاتی که تا کنون به آن کمتر توجه شده است می پردازم ( البته توجه داشته داشته باشید ذکر بسیاری مطالب در جمع اغیار پسندیده نیست .) و اماجناب نویسنده وبلاگ yarestan121.blogfa ( که گفته اند یک اهل حق از دین برگشته هستند ) ابتدا از نام شما شروع کنم نوشته بودید که نام شما نصرالدین خاموشی است , افسوس که لیاقت بدوش کشیدن نام این دو بزرگوار را نداشته ای . و بسیار پست تر از ان هستی که چنین عظمتی را توان تحمل داشته باشی . مثال تو به مانند الاغیست که او را ساز و برگ زرین پوشانند . مشخص است که سعی کرده ای که خود رابه پیروان تشیع نزدیک کنی و از همین ابتدا اداب تقلید را خوب فرا گرفته ای و با کپی کردن مطالب سایر وبلاگها این فریضه را به نحو احسن انجام داده ای اما فکر می کنم پیروان تشیع عاقلتر از این حرفها باشند که شخصی را که یکبار خیانت کرده و به هیچ اصلی پایبند نیست را در جمع خود بپذیرند مگر انانکه چون خودت هستند . تمام سوالهایت فقط یک جواب دارد و آن فرموده دفتر مقدس یارستان است که در مورد چون شما می فرماید : نه نماز درست نه نیازو جا چون خرچنگ دو سر روی منی و راه یعنی نه آداب نماز گزاران را درست انجام می دهی و نه اهل حق را و به مانند خرچنگی می مانید که گاه به این سو و گاه به سوی دیگر حرکت می کند و دائم سرگردان است . به نویسند گان سایر وبلاگها هم توصیه می کنم در جواب این شخص سرگردان به همین جواب بسنده کنند تا همچنان در وادی ضلالت بچرد. یا حق افسوس هر آنچه را در دل است نتوان نوشت .
نوشته شده توسط ساقی در دوشنبه 15 خرداد 1385 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 15 خرداد 1385 و ساعت 06:06 ق.ظ
()
نظر
مدعیان طهارت [عمومی , ]
یار دبستانی در وبلاگش مثلا سوال کرده که چرا مردم اهل حق طهارت را رعایت نمی کنند و وبلاگ یارستان نوشته است که چون شایعه است که مردم اهل حق در نذورشان آب دهن می اندازند مردم شیعه از نذر آنان نمی خورند. شما که می خواهید وصله عدم توجه به طهارت را به مابچسبانید .پیرو دینی هستید برخاسته از سرزمینی که فردوسی در مورد آنان از زبان دختر یزدگرد , شاه ساسانی چنین می گوید : عرب را بدانجا رسید کار زشیر شتر خوردن و سوسمار که تخت کیانی کنند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو سیه تا ابد روی پرویز باد بر او آتش اهرمن تیز باد این چهره افرادیست که الگوی شما در طهارت هستند .(اگر در الگو بودن آنها شک داشتید نگاهی کوتاه به رساله هایتان بیاندازید ). حضرت محمد و علی برای واداشتن آنان به تمیز کردن حداقل بدنشان مچبور بودند آیه ها بیاورند که مثلا مسواک بزنید تا به بهشت بروید و یا پاکیزگی نیمی از ایمان است و... تا آنان کمی آداب طهارت را آموختند پس از پیامبر اعراب ایران را فتح کردند و به گمان اینکه ایرانیان نیز به مانند خودشان بی تمدن می دانستند . آن احادیث را برای ایرانیان آوردند و ایرانیان را وادار به عمل به آن کردند و به آنان تلقین کردند که اگر بجز این طریق خود را نظافت کنید به جهنم می روید و آنچنان موفق به لگد مال کردن فرهنگ و تمدن ایرانی شدند که اکنون نیز که ۱۴۰۰ سال از فتح ایران می گذرد این دوستان و بسیاری دیگر باید به اداب شستشوئی که اعراب برای انان اوردند افتخار کنند و به خود ببالند. مگر آداب طهارتی شما چیست !(با عرض پوزش ) ابتدا آب دوم سنگ سوم کلوخ اگر اینها نشد پارچه و مانند اینها شما به این طهارت می بالید. درست است که شما از روی معده در مورد عقاید ما می نویسید اما ما کاملا عقاید شما را می شناسیم شما چیزی برای افتخار ندارید . متاسفانه این دوستان هنوزنمی توانند درک کنند که طهارت یک امر شخصیست و هیچ ربطی به اعتقاد ندارد بنده روستاهای تشیع نشینی را می شناسم که حتی این اداب طهارت اعراب را که این دوستان به آن می بالند رعایت نمی کنند . چون نمی توان افکار این دو شخص را به تمام افراد دیگر تعمیم داد سعی میکنم آنچنان ننویسم که باعث کدورت سایردوستان گرامی بشوم .
نوشته شده توسط ساقی در سه شنبه 9 خرداد 1385 و ساعت 04:05 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 15 خرداد 1385 و ساعت 06:06 ق.ظ
()
نظر
[عمومی , ]
خطاب به نویسنده وبلاگ yarestan121.blogfa.com : شنیده ام که قبلا اهل حق بو ده ای و اکنون از دین برگشته ای ,هفته بعد به این وبلاگ سری بزن تا جواب تمام سوالاتت را بیکباره بدهم .اگر دوست داشتی ازخوانندگانت دعوت کن بیایند و در مورد جواب قضاوت کنند .
نوشته شده توسط ساقی در سه شنبه 9 خرداد 1385 و ساعت 04:05 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 9 خرداد 1385 و ساعت 04:05 ق.ظ
()
نظر
خطاب به جناب شهرام [عمومی , ]
جناب آقا شهرام همانطوری که خواسته بودید به وبلاگ شما سر زدم اما با عرض تاسف تقریبا تمام جوابهای شما اشتباه می باشد و این عقایدی که شما بیان کرده اید مربوط به پیروان تشیع می باشد و ربطی به اهل حق ندارد خواهش میکنم زودتر این مطالب را پاک کنید .تا مصداق دشمن دانا به از دوست نادان نباشید. اگر واقعا اینها عقاید شماست شما تشیع هستید نه اهل حق. عقاید اهل حق کاملا متفاوت از این است . فکر می کنم از این جوابهای شما جناب یار دبستانی به وجد آمده باشند.
نوشته شده توسط ساقی در شنبه 6 خرداد 1385 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
کوفیان زمان [عمومی , ]
قبل از هر چیزباید بگویم که قصدم از بیان این مسائل و سوالها توهین یا زیر سوال بردن هیچ دین مذهب و یا مسلکی نیست بلکه تنها قصدم به تفکر واداشتن ذهنهای تنبلی است که تنها اقدام به ضبط باورها کرده اند و هیچ گاه توانائی و یا گاهناً حتی جرات تفکر در مورد چنین مسائلی را ندارند. همانطور که می دانید مذهب تشیع هم چون قطره ای در میان مذاهب و ادیانی دیگر که اکثراً معتقد به ظهور منجی آخر زمان می باشند به ظهور منجی که در این مذهب با نام امام مهدی یا امام زمان شناخته می شود معتقدند و همچون دیگر ادیان و مذاهب به امید ظهور منجیشان برای رهایی آنها از بی عدالتی زمان دست به دعا برمیدارند. بنده تمایل زیادی به نوشتن راجع به مرام و مسلکهای دیگر ندارم اما موضوع بسار شگفت انگیز و محیر العقولی که مرا وادار به نوشتن این مقاله کرد دعای میلیونها شیعه برای ظهور منجیشان است . به مراسماتشان توجه کنید متوجه خواهید شد که چگونه به سر وسینه خود میزنند و آنچنان گریه می کنند که حتی در فوت پدرشان هم چنین نگریسته اند .اما به گفته خودشان که به کرات هم ذکر می کنند و برای آن سندها می آورند که طبق فلان و فلان منبع این روایت صحت دارد که : امام زمان می گوید اگر من فقط 313 یار وفادار داشتم ظهور می کردم . آیا این روایت شما را به فکر فرو نمی برد آیا امام زمانتان 313 یار وفادار ندارد پس این همه زنجیر زن وسینه زن و بر سر زن چیست که فریادشان گوش فلک را کر می کند فقط هزاران نفر از مجریان صدا وسیما ساعتها نمایش گریه و زاری برای ظهور امام زمان بازی می کنند صبح تا شب و شب تا صبح هزاران نفر در مورد نحوه گریه و زاری موثر برای ظهور امام زمان سخنرانیها می کنند آیا تعداد رو حانیها و آخوندهایی که ادعای قرب الهی را دارند به 313 نفر نمیرسد آیا در میان این همه 313 نفر راستگو و صادق پیدا نمی شود آیا همه شما به دروغ می گوئید مهدی ادرکنی . شما می خواهید خود را گول بزنید یا امامتان را . اگر امام زمانتان اینقدر ساده بود که با این گریه و زاریها فریب می خورد خیلی وقت پیش ظهور کرده بود اما او حادثه کربلا را فراموش نخواهد کرد آیا شما هم می خواهید امامتان را به مسلخ بکشید همان کاری که کوفیان با امام حسین کردند . اینهمه می گوئید مهدی ادرکنی. حتماً فکر می کنید اگرمهدیتان بیاید برای شما نقل و نبات می آورد ! باید بگویم سخت در اشتباهید بنا به گفته خودتان اگر مهدی ظهور کند ریشه ظالم و فاسد و دروغگو و ریاکار و منافق و ... را اززمین بر میدارد آیا شما فکر می کنید اگر امام زمان ظهور کند جز یاران وفادارش هستید یا ریاکاران . آیا شما جزو سالکان هستید ؟ اگر هستید پس چرا مهدیتان ظهور نمی کند ؟ بجای ریاکاری و دست به دعا برداشتن که ای مهدی زودتر بیا . دعا کنید که ظهورش را به بعد از مرگ شما موکول کند . که نسلتان را از زمین بر خواهد داشت. حال می بینید که شیطان هم چندان در گفتارش اشتباه نکرده و انسان به فسادی بیش از جنیان رسیده است که حتی سعی میکنند بر سر خدا و امامانش کلاه بگذارند و حال زمانی رسیده که در میان امتی چنین بزرگ تنها 313 نفر انسان واقعی پیدا نمی شود. بنا به اعتقاد شمازمان ظهور مهدیتان انسانها 2 گروه هستند یک گروه فاسدان و ریاکاران و... و یکی گروه یاران وفادارش. میبینید که شرط اول ظهورش فراهم است اما شرط دوم یعنی فقط و فقط 313 نفر قابل اعتماد در میانتان نیست که گروه دوم را تشکیل دهید . نمیدانم با چه روئی می گوئید کاش در روز عاشورا در کربلا بودیم مطمئناً آن روزدر گروه یزیدیان بودید.
نوشته شده توسط ساقی در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1385 و ساعت 06:05 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت 1385 و ساعت 07:05 ق.ظ
()
نظر
بت پرستی [عمومی , ]
همیشه شما سوال کردید وما پاسخ گفتیم حال ما سوال می کنیم و شما بدون تعصب کورکورانه و کاملا منطقی پاسخ دهید قبل از اسلام افرادی که آنها را بت پرست می نامند و عمده ترین آنها اعراب بودند به روش ومسلک خاص خود مشغول پرستش بودند اما چه چیز را می پرستیدند سنگ چوب و طلا و نقره را یا خدا را . آیا تا بحال در مورد بت پرستان و عقاید آنان مطالعه کرده اید . البته منظور من خواندن مقالات و کتابهایی که کاملا از روی تعصب و کپی برداری از نظرات دیگران نوشته شده نیست بلکه تالیفات مولفانی که خود را وقف تحقیق کرده اند می باشد . مطمئن هستم که اکثر شما بت پرستان را همان گونه که در کتابهای درسی بسیار خلاصه همیشه تکرار کرده اند را افرادی میشناسید که سنگ و چوب و... را می پرستیدند . اما آیا تا بحال با خود نگفته اید که عجب انسانهای ابلهی بودند این بت پرستها که سنگ و چوبی را که خود به شکل موجودی ساخته اند می پرستند اما انها نیز برای خود پاسخی داشتند و می گفتند که این نماد و سمبلی است که ما را به یاد خدا می اندازد .حتی گروهی از این بت پرستان خانه کعبه را پرستش کرده و در مقابلش سجده می کردند و بخاک می افتادند و زمانی که به مسافرتهای دور می رفتند تکه سنگی از کعبه را همرا خود برده ودر مسافرت آن را بر زمین گذاشته و به طواف و سجده می پرداختند (همانند همین مهر نماز) و مهمترین خدایانشان را در کعبه قرار می دادند (چون خانه خدا بود). و اما مسلمانان اگر شما بت پرست نیستید چرا این خانه را که همچون بتها از سنگ ساخته شده و با طلا و جواهر آذین شده است را می پرستید و اگر بت پرستان روزی یکبار به آن سجده می کردند شما 5 نوبت و هر نوبت چندین مرتبه به آن سجده می کنید . آیا واقعا فکر می کنید خداوند در کعبه زندگی می کند یا شما نیز آن را نماد و سمبل می دانید.بهتر است از حجاج بپرسید آنها که خداوند را که به گفته قرآن از رگ گردنشان به انها نزدیکتر است را در خانه خود ندیدند آیا موفق به دیدن او در عربستان شدند .
نوشته شده توسط ساقی در دوشنبه 18 اردیبهشت 1385 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 9 خرداد 1385 و ساعت 04:05 ق.ظ
()
نظر
شیطان [عمومی , ]
در یکی از وبلاگها بحث میان چند نفر را راجع به شیطان دیدم و بعضاً سوال و جوابهایی داشتند که البته بنده به اکثر مباحث و مناظره های آنها کاری ندارم اما اما در مورد اینکه آیا فرقه ایزدی و اهل حق یکیست و در مورد شیطان پرستان مطالبی نوشته بودند که بنده برای روشن شدن ایشان و نیز دیگر دوستان بسیار خلاصه در این موارد مطالبی نوشته ام . قبل از خلقت آدمی اجنه (جنیان) در روی زمین زندگی میکردند که بسار مومن بوده وطاعت حق را بجا می آوردند تا اینکه کم کم فساد و بی اعتنایی به حق و دیگر زشتیهائی که اکنون در میان انسانها شاهد آن هستید در میانشان رسوخ می کند و هر چند ملائک در جهت رجعت آنان تلاش کردند میسر نشد پس خداوند به ملائک فرمان نابودی آنان را داد و ملائک چنین کردند ملائک بچه ای از جنیان را که از ترس در غاری پنهان شده بود یافتند و مهر و محبت این کودک در دل ملائک نشست و ایشان از خداوند تمنای بخشش او را کردند و خداوند او را به آنان بخشید و این جن که عزازیل نام داشت توسط ملائک پرورش یافت و به فضل بسیار دست یافت و از مقربین درگاه حق گشت تا اینکه خداوند انسان را خلق کرد وبه ملائک و عزازیل فرمود که به انسان سجده کنند و عزازیل به علت کبر و نیز اینکه می دانست که آدمی نیز چون جنیان دست به نافرمانی و سرپیچی از حق و فساد روی خواهند آورد از سجده امتناع کرد پس خداوند او را از خود راند و عزازیل به حق گفت پاداش چند هزار سال خدمت من چه خواهد شد به پاس ان مرا مجاز به رخنه در وجود آدمی بنمائید و خداوند به او اجازه ورود به وجود آدمی جز مغز وی را داد و عزازیل (شیطان ) در ادمی رخنه کرد تا به خداوند ثابت کند که آدمی ارزش سجده را ندارد . این از اعتقاد اهل حق به شیطان که فکر نمی کنم در آن اثری ازپرستش شیطان دیده شود و اما من در مورد فرقهُ ایزدی که به هیچ وجه ربطی به فرقه اهل حق ندارند اطلاع زیادی ندارم اما تصور می کنم که این وصله شیطان پرستی را که برای جدا کردن و گوشه نشین کردن آنها و نیز دور کردن آنها از مردم به ایشان چسبانده اند چون از زمان زرتشت پیامبر تمامی ادیان هر کدام به روشی یکی با منطق یکی با تشویق یکی با سه سر و سه چشم و سه گوش خواندن شیطان سعی در دور کردن پیروانشان از شیطان داشته اند تا شیطان در اثبات گفته خود پیروز نباشد . و اما کلمه پرستش به معنای خدمت و اطاعت از اوامر است آیا شما که به دنبال چسباندن وصلهُ شیطان پرستی به یکی از ادیان یا فرقه ها هستید نگاهی به خود انداخته اید تا ببینید که اوامر کدام را خدا یا شیطان را اطاعت می کنید و با یک حساب ساده خواهید فهمید که تنها چیزی که در میان آدمیان بسیار است شیطان پرست است (فارغ از دین و مذهب و مسلک و...) آیا شما شیطان پرست نیستید ؟؟؟ شاید که در زبان خود را خداپرست بنامید اما عملتان نیز چنین می گوید؟؟؟ گناهان خود را با گناه شیطان مقایسه کنید اگر قرار بود خداوند شما را لعنت کند روزی چند بار شایسته لعنت بودید ؟ که سعدی چه خوش می گوید : یکی مال مردم به تلبیس خورد چوبرخاست لعنت برابلیس گفت چنین گفت ابلیس اندر رهی که هر گز ندیدم چنین ابلهی ترا بامنست ای فلان آشتی بجنگم چرا گردن افراشتی
نوشته شده توسط ساقی در یکشنبه 3 اردیبهشت 1385 و ساعت 05:04 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1385 و ساعت 02:05 ق.ظ
()
نظر
[عمومی , ]
سال 1385شمسی و1375فرسی | | موقع اداء | فرسی | شمسی | روز | اول فصل | | دوشنبه غروب | یکم دی فرسی | پنجم اردیبهشت | سه شنبه | اول تابستان کردی | | یکشنبه غروب | یکم فروردین فرسی | دوم مرداد | دوشنبه | اول پائیز کردی1376 | | شنبه غروب | یکم تیر فرسی | سی ام مهر | یکشنبه | اول زمستان کردی | | شنبه غروب نیت | پانزدهم تیر فرسی | چهارده آبان | یکشنبه | خاوندکار | | جمعه غروب | یکم مهر فرسی | سی دی | شنبه | اول بهار کردی |
نوشته شده توسط ساقی در پنجشنبه 24 فروردین 1385 و ساعت 10:04 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[عمومی , ]
اگر به قسمت نظرات نگاه کنید این اظهار فضل را خواهید دید: | تاریخ : ۱۳۸۵/۰۱/۰۳ | نویسنده :سیدهانی | سلام ... چه جالب ... پس مسلک و آیین شما به اصطلاح اهل حق، مخالف با تمام پیامبران الهی است! که آنها تبلیغ وسیله کارشان بود ... بهرحال ! هرکسی که طالب حقیقت باشد آن را می یابد، اما وضوح دارد که راه شما راه حقیقت نیست چراکه خود علی علیه السلام بارها و بارها راه را نشان داده و آن راه قرآن، پیامبر، خود ایشان، حضرت زهراء و اولاد اوست ! اما چشمی که نخواهد ببیند ، نمی بیند ... |
|
اما جواب: دوست عزیز جناب آقای سید هانی منتقد و روشنفکر گرامی بنده قصد توهین ندارم اما درست است که کمی در لفافه گفته ام اما نه آنقدر که شما خود را به نادانی بزنید حضرت علی تنها یکی از افرادی است که ذات ونور خداوندی در وجود اوظهورکرده واینباراین ظهور در دوره اسلام بوده همانطور که گفتم خداوند نتنها در دوره اسلام که در بسیار دورانها و زمانهای دیگر چون در زمان آدم نبی عیسی موسی زرتشت وحتی سلسله هائی چون کیانیان و ساسانیان در وجود انسانها ظهور کرده است و این ظهور به معنای کل خداوند نیست که تنها ذره ای از وجود او در وجود علی و امثال علی ظهور کرده است واینکه شما می فرمائید که واضح است که راه ما حق نیست اگر شما درک تشیخص حقانیت را که در عقل بسیار ناقص آدمی نمی گنجد را دارید بگوئید که مسلمانان نه به کعبه که به شما سجده کنندو نیز راهی که حق است نیازی به تبلیغ ندارد وحق یک کالای ضروریست و نیز تصور نمی کنم که شما پیامبر تبلیغی باشید که بخواهید تبلیغ کنید شما خود کالا را بخرید و راه استفاده از آن را یاد گرفته و درست استفاده کنید هنر کرده اید و تبلیغ پیش کش . را حق راهی نیست که هر کسی بتواند آن را به سر منزل برساند و تنها قرار گرفتن و گزینش این راه به معنی به پایان بردن آن نیست شما هم اگر دین و مذهب خود را حق میدانید بدانید که تنها پذیرفتن آن برای شما کافی نیست پس سعی کنید بجای کشاندن دیگران به راهی که سر منزل آن را جز خداوند کسی نمی داند خود را به سر منزل برسانید.من هم به شما توصیه پذیرش مسلک اهل حق را نمیکنم که: یاری قاتلا چون ژار فرنگ كسی منوشو نگیلو نه رنگ یعنی دین یاری چون زهری کشنده است و کسی آن را میپذیرد که در راه نماند.
نوشته شده توسط ساقی در یکشنبه 6 فروردین 1385 و ساعت 10:03 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 6 فروردین 1385 و ساعت 10:03 ق.ظ
()
نظر
علی کیست ؟ [عمومی , ]
www.40tan.mihanblog.com بخشهای مختلف این وبلاگ شامل قسمتهای زیراست: آیا حضرت علی خداست ؟ حتما بارها و بارها شنیده اید که افراد ادیان و مذاهب (خصوصآ اهل تشیع)این سوال را از پیروان اهل حق (یارستان)پرسیده اند و شاید شما یکی از همان افراد سوال کننده و یا سوال شونده باشید و مکررا هم به این سوال جواب داده شده اما باز می بینیم که در بحثها و سوالهایی که از مردم اهل حق پرسیده می شود یکی از اولین سوالها و عمده ترین آنها همین سوال است . بطوری که از تازه به سن تکلیف رسیده ها تا فقها اکثر این سوال را پرسیده و به این سوال بسنده می کنند و بحث را حول همین محور می گردانند اما چرا ؟ در کل قصد بنده جواب به این سوال نیست اما برای افرادی که هنوز سر درگم هستند باید گفت که همانطور که هزاران بار گفته یکی از روشنترین و ساده ترین دلیل آن گفته دفترمقدس یارستان است که : میرد خدانین خدا میمیانن یعنی حضرت علی خدانیست بلکه ذره ای از ذات بی انتهای الهی در وجود او مهمان شده همانگونه که روز ازل خداوند از نفس خود در کالبد انسان دمید و ذره ای از ذات الهی در وجود تک تک انسانها قرار گرفت شخصی چون علی از این موهبت بیش از سایرین برخوردار شد . اما چرا این سوال باز هم تکرار می شود : علت این است که سایر ادیان و مذاهب از سایرعقاید مردم اهل حق بی اطلاع هستند شاید به این دلیل که مردم اهل حق از بیان عقایدشان به اغیار اجتناب می کنند همانطور که خود نیز در گفته هایشان اشاره می کنند که این را حق تبلیغی نیست و همچون گَوَنی (درختی که بصورت خودرو در کوه و جنگل می روید ) خودرو است و هیچ اجباری در پذیرش آن برای اغیار نیست و دلیلی برای جواب به بازخواستهای دیگران نمی بینند و نیز آن را عقیده و ایمان خود دانسته که در دل جای دارد نه در عقل ( دل فلسفه و منطق نمی شناسد ) و برای عقاید دیگران نیز ارزش قائلند و مانند بعضی ادیان فقط دین و مذهب خود را کامل و سایر ادیان را گمراه ندانسته بلکه این راه را یکی از هزاران راه رسیدن به حق می دانند به این دلیل و دلایل دیگر این سائلان از عقاید اهل حق آگاه نبوده واین سوال(و شاید چند سوال دیگر چون این سوال)تمام تیر کمانشان باشد.و نمی دانند که این تنها حضرت علی نبوده که از این موهبت الهی برخوردار بوده بلکه بسیار اشخاص دیگر در طول تاریخ بشریت بوده اند که ذات خداوندی و نیز ملائک مقرب الهی در وجود آنها حلول و مهمان آنها بو ده اند . به همین مطالب بسنده کرده و از گفتن بیش از این پرهیز می کنم چون اگر بیشتر از این بدانید فردا اسامی دیگر را به حضرت علی اضافه کرده و چراهایتان اضافه می شود و باعث زحمتی بیش می شوید شما فعلا در همان علی بمانید تا بعد . ار چو نسیمی بكنانم پوست دست بر ندارم از دامن دوست ار چو زكریا بكرانم شق دست برندارم از دامن حق ار چومنصور بكرانم دار دست بر ندارم از دامن یار برای ارتباط با ما از ایمیل زیر یا ترجیحا از قسمت نظرات در زیر استفاده كنید . sagyname۳@yahoo.com اهل
نوشته شده توسط ساقی در دوشنبه 25 مهر 1384 و ساعت 10:10 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 31 خرداد 1385 و ساعت 04:06 ق.ظ
()
نظر
[عمومی , ]
قابل توجه مردم عزیز اهل حق ۲۴آبان ۱۳۸۴ مصادف با اولین روز خاوندکار می باشد. یعنی به عبارتی ۲۳ آبان روز نیت خاوندکار می باشد . منتظر مطالب جدید ما در مور د دفاتر مقدس یارستان و مقامهای تنبور و ... باشید .
نوشته شده توسط ساقی در چهارشنبه 20 مهر 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
|